نسيم دانه را از دوش مورچه انداخت.
مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت:
"گاهي يادم ميرود كه هستي
كاش بيشتر نسيم مي وزيد"
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 15:46 توسط Parisa
مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت:
"گاهي يادم ميرود كه هستي
كاش بيشتر نسيم مي وزيد"
سلام